لژ نشینان مذهبی!
چند وقتیست که صفحه اینستاگرام چند نفر از مذهبی های خارج نشین را فالو کردهام. مذهبی هایی که مذهبشان خیلی آشکار است و برایش تبلیغ میکنند. عموما پولدارند و یا مشغول تحصیلات عالیه هستند.اوایل سبک زندگیشان برایم جذاب بود و شاید به وضعشان غبطه میخوردم.اصلا دوست داشتم مهاجرت کنم و یکی از آنها شوم. اما چند وقتیست که فاصلهی زیادی بین مذهبیهای داخل ایران و ایشان حس میکنم. به نظرم خیلیهاشان عُجب دارند. احتمالا حفظ دینشان در دیار غربت و تبلیغ برای آن ، در شرایطی که شاید خیلیها سبک زندگیشان را با فرهنگ غرب منطبق میکنند حس «مسلمانان صدر اسلام» را به انها میدهد و به خود میبالند. عموما هم رابطهی بهتری با غیر مذهبیها دارند تا مذهبی های داخل ایران. در واقع مخاطبشان معمولا ایرانیهای غیر مذهبی است و سعی در جذب آنها دارند. مذهب مذهبی های ایران را دم دستی و پوچ میدانند و خودشان را دنیا دیده میانگارند. «عرفان» در رفتار مذهبیشان کمتر دیده میشود. من رفقایی که « عرفان» در سلوک و رفتارشان دیده میشود (چه مذهبی چه غیر مذهبی، چه داخل چه خارج از ایران) و باورهای معنوی دارند و بی ادعا هستند، بیشتر دوست میدارم.
البته به هیچ وجه منظورم تایید به اصطلاح مذهبی های خاله خانباجی داخل ایران نیست ولی رفتار آن دوستان خارج نشین به گونهایست که گویا هرکس در ایران مذهب دارد، مذهبش در حد اوراد و اذکار برای یافتن شوهر و رفع قولنج است!
خلاصه بگویم؛ اسلام برای بعضی از رفقای خارج نشین وسیلهای برای شوآف و تافتهی جدا بافته پنداشتن خود است و الا چه نیاز به این همه دبدبه و کبکبه برای باورهای یک فرد است؟
به نظرم آنچه مهم است حفظ اخلاقیات در زندگی روزمره و کسب معاش در همانجایی که هستم، است تا دعوت عالم و آدم به دین مبین اسلام و خود پیامبر انگاری!
دل به یار و سر به کار
پینوشتب ربط به متن: تعدادی از رفقایم با آنکه تحصیلات عالیه دارند آن هم از دانشگاههای سراسری با رتبهی خوب و معدل بالا، بیکار هستند و شرایط موجود عصبی تر و ناامیدشان کرده. لطفاً برایشان دعا کنید. به خصوص که نان آورند.