"قلعه مالویل" را با ترجمه آقای محمد قاضی خواندم.مدتها بود که چنین رمانی نخوانده بودم.

 به نظرم ترجمه این کار با سایر ترجمه های آقای قاضی متفاوت بود و در آن گاهی از کلمات کاملا ناآشنا و عجیب استفاده شده بود ( مثل به کار بردن کلمه رساله ختم تحصیلی به جای پایان نامه، حاجب به جای ابرو یا...) که برخی از آنها اینقدر ناآشنا بود که در انتهای صفحه مجددا توضیح داده شده بود و البته با اینکه چاپ ناشر معتبری هم بود اما ویرایش خوبی نداشت.  در هر صورت کتاب و ترجمه معرکه بود. داستانی فوق العاده از آن دست داستانها که تا ماهها بعد و شاید تا آخر عمر با هر ماجرایی در زندگی یاد قسمت هایی از کتاب بیافتی . کتابی که روزنه های جدیدی در ذهن می گشاید و مسائل نویی برای آدم خلق می کند .

 ترجمه به جز موردی که گفته شد دلنشین بود و بعید میدانم دیگر امثال آقای قاضی در ایران تکرار شوند. جدیدا کتابهایی با مترجمان مطرح جدیدی چاپ می شوند که کلی به به و چه چه به دنبال دارند اما وقتی چند کتاب از نویسنده های مختلف با یک ترجمه می خوانی، ردپای مترجم بیشتر از نویسنده دیده می شود. طوری که انگار نویسنده همه کتابها یکیست!