....در مورد دین و خدایان ، گزنوفاس در ایوینیه به دنیا آمد، ولی بیشتر عمر خود را در جنوب ایتالیا به سر برد. وی عقیده داشت که همه چیز از خاک و آب ساخته شده است. در مورد دین و خدایان، گزنوفانس آزاداندیش بسیار برجسته ای بود. " هومر و هزیود همه ی چیزهایی را که در میان آدمیان ننگ و زشتی به شمار می رود به خدایان نسبت داده اند. مانند دزدی و زنا و فریب و ... گویی خدایان نیز مانند آدمیان زاده شده و لباس می پوشند و صدا و شکل دارند... آری اگر گاوان و اسبان یا شیران نیز دست می داشتند و می توانستتند با دستهاشان نقاشی کنند و همچون آدمیان آثار هنری پدید آورند، اسبان خدایان را به شکل اسب می کشیدند و گاوان به شکل گاو و بدن خدایان را به شکل نوع خود می ساختند... حبشیان خدایان خود را سیاه و پهن بینی می سازند، تراسیان گویند که خدایانشان چشمان آبی و موی سرخ دارند." گزنوفانس به خدای واحدی اعتقاد داس=شت که از حیث هیئت و فکر به انسان شباهتی نداشت و بی زحمتی به نیروی اندیشه خود همه چیز را به حرکت در می آورد. "

( تاریخ فلسفه غرب- ترجمه فوق العاده نجف دریابندری)