محل کار آلوده و بود و مبتلا شدم و الان  ۸ روز است در اتاق خواب نه متریم خودم را قرنطینه کرده ام . مادرم هم در اتاق دیگری قرنطینه است. پدرم تابحال مبتلا نشده و همه ‌سعیمان را می‌کنیم مبتلا نشود. اولین ماه رمضانیست که روزه نمی‌گیرم و واقعا روی حال و هوای ماه تاثیر می‌گذارد و از این بابت متاسفم چون این ماه را عمیقا دوست دارم و منتظرش بودم. در واقع الان رمضان برایم فرقی با شعبان و رجب ندارد و اصلا نمی‌فهمم چگونه می‌گذرد. بر عکس سال گذشته که اینقددر این ماهها برایم بهتر از ماه‌های دیگر گذشت.احساس می‌کنم زندگی دیگر برایم چیز جدید و جذابی ندارد. الان همینکه بنشینم تلویزیون ببینم هم برایم آرزوست. حوصله‌ی فکر کردن و خوب نوشتن را هم ندارم. اصلا حوصله‌ی هیچ چیز را ندارم.