صبح كه اومدم مطلب جديد بنويسم ديدم پاي مطلب قبلي يه نفر به "نام حقوق حيوانات" و بدون آدرس وبسايت اومده و من رو مورد عنايت قرارداده!! اول يه كم طول كشيد كه بفهمم راجع به چي داره صحبت ميكنه، بعد يادم اومد كه چند روز پيش پاي وبلاگ يك وبلاگ نويس بسيار حرفه اي و محترم يك كامنتي گذاشته بودم كه اين ضرب المثل بود:"سگان از ناتواني مهربانند/وگرنه سگ كجا و مهرباني" و اون موقع اصلا فكر نميكردم كه دارم به حقوق سگهاي محترم تجاوز ميكنم! تا امروز صبح ديدم "حقوق حيوانات" اومده براي من نوشته كه " تو يا سگو نميشناسي يا نميدوني چي بگي اراجيفي رو بعنوان شعر تحويل ميدي"!!!! يعني وقتي يك آدم استفاده از يه ضرب المثل رو تجاوز به حقوق حيوانات برداشت كنه چي ميشه بهش گفت؟! مثل اينكه يه جا ضرب المثل "موش تو سوراخ نميرفت جارو به دمش بسته بود" رو بكار ببري بعد بياي ببيني "حقوق حيوانات" برات نوشته تو يا مقام شامخ موش رو نميشناسي و نميدوني كه موش به اون ملوسي نميتونه جارو به دمش ببنده يا ميخواي اراجيفي رو بعنوان ضرب المثل تحويل بدي!! يا مثلا بگي گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه پيف پيف بود ميده بعد به  "حقوق حيوانات" پاسخگو باشي كه تو يا نميدوني گربه چقددددر طفلك و ملوسه يا قلب سياهت اجازه نميده بهت كه بفهمي داري چه موجود ملوسيو مورد ظلمت قرار ميدي!!

جناب مشيري حتما خدا رو شكر خواهد كرد كه به ديدار حق شتافت وگرنه مجبور بود به خاطر شعر زيباي "سگها و گرگها" به جماعت "حقوق حيوانات" بعلت تحقير سگها پاسخگو باشه. يا مثلا پرويز ناتل خانلري بايد به خاطر شاهكارش شعر "عقاب" (كه روح آدمو به پرواز در مياوره) به جماعت كلاغدوستان جواب پس ميداد!

ما كيلو كيلو مرغ و گوشت ميخريم ميريم "ارنگه" (دهي نزديك پيست خور) ميديم سگها بخورن تا از سرما نميرن بينواها  (البته ببخشيد گفتم بي نوا يه وقت به سگاي متمول و جنتلمن و اشراف زاده بر نخوره، چون اون سگايي كه من ديدم ولگردن و چيزي براي خوردن ندارن اگرنه من  اسائه ادب نميكنم!!!) نميدونم اين آدما چرا فكر ميكنن فقط خودشون همه چيزو ميفهمن؟

الحق كه يك سري در درآوردن گند همه چيز استادند !